چیزی نمانده تا که بریزم...
همین و همین.
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر ۱۳۹۷ ساعت 0:28 توسط
|
و مرگ، ادامه داشتن و باور کردن است.
من مردِ سایههایِ جاماندهام؛ خاموشم. از من چیزی با من نیست، با هیچکس نیست؛ از من تنها منی مانده که میخواهد قرنیهها را با تیغ بخراشد و چشمی برای ندیدن باقی بگذارد.
من اینهمه آدم را جا میگذارم تا به کجا برسم؟!