تنها به غربت ختم میشد آشناییها
سلامها، طناب دارند؛ و دستها، چوبههای چال شده در خاک.
غربتت را از شهری به شهری، از قریهای به قریهای و از راهی به راهی میبری. قرار کجاست؟! جز در مسیر!
و چه لذتی بیشتر از این غربت؛ چه لطفی بیشتر از این قهر؟!
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۷ ساعت 10:10 توسط
|