«من کلمه‌ها را گم کردم!»

می‌شنیدی صدای مردی را که با کلمات از فقدان کلمات می‌گفت؟!

هنوز آیا کلمه‌یی در جهان هست؟! و صدا می‌گفت که «نیست!»

و کلمه، نیستی را انکار می‌کرد. انکارها، انگار می‌شد و جهان در نقش بود.

جهان، مجسم می‌شد و آدم، هنوز واقف نبود.