برای آن‌همه خنده که زیر خاک می‌رود، نه واژه‌یی هست و نه عقربه‌یی. تمام شب را می‌دوی و علف‌های خشک، باد را بازی می‌دهند. پشتِ کدام شب؟ پشت کدام خورشید؟